|
هر ساله با امدن اسفند ماه شمارش معکوس برای رسیدن به سال جدید حال جدید ولحظه ی تحویل سال نو اغاز می شود. در میان مطالبی که همه هر ساله بیان می کنند جای یک مطلب خالیست و ان اینکه اگر ما در لحظه ی تحویل سال نو باخیال راحت در کنارسفره ی هفت سین کوچکمان نشستیم و دعای تحویل سال را زمزمه کردیم به یاد کسانی که سالها پیش در همین لحظات به دور از خانه و خانواده خود پشت سنگر ها ی جبهه در حال دفاع از سرزمینمان بودند و الان در میان ما نیستند باشیم. به یاد فرزندان انان که دیگر سالیان سال است بجای حضور پدر تنها عکس اورا بر سر سفره ی هفت سین دارند. شهدا ی ما با اهدای خون خود ارامش را که بهترین عیدی است به مردم خود تقدیم کردند. پس بهترین سلام ها و درود ها را تقدیمشان می کنیم که امنیت امروز در گرو رشادت های دیروز انهاست. پیشاپیش فرا رسیدن عید را به شما دوستان عزیزم و خانواده ی شهدا تبریک می گویم.
این مطلبو خودم نوشتم امیدوارم که خوشتون بیاد. دلم بی قرار ترین لحظه هایش را اینجا روی خواب فریبا ی زمان می گذراند و هیچ کس و هیچ چیز به این هجوم ممتد ثانیه ها نه این ستاره های ناآرام هرگز ارامش نمی کنند اینجا خسته ترین غربت چشمهای بارانی کودک آواره را می توان زیر برف به تماشا نشست. دلم سخت گرفته غمبارترین خیال زمین روی سرم می بارد چرا هیچ دست گرمی کنار پریشانی دستهایم تاب نمی اورد چرا هیچ قلبی با ظلمات قلبم مانوس نمی شود ویا حتی خیال تشنه ای که خوابم را ببیند و تعبیرش را روی خش خش برگ های پاییزی و طراوت شکوفه های بهاری جست و جو کند. نه صدای عشق طنین انداز راز آلودش را دیگر نثار دیوانگی ام نمی کند. دیگر هیچ کودکی مرا به بازی مستانه ی خود دعوت نمی کند چون می داند نمی توانم با انها بازی کنم و هیچ تپشی روی دست های مرگ خاموش نمی شود. انگار زندگی از حرکت باز ایستاده و همه چیز رنگ سکون و رکود به خود گرفته سرد و بی رمق و حیات زیباترین تنهاییش را تجربه می کند. نمی دانم شاید باران که ببارد دوباره خواب تو را توی کوچه پس کوچه های اشنای کودکی تعبیر کنم. شاید دوباره سراغی از چشمهای شاد و لبخند درد آورت بگیرم. زمستان که تمام شود شاید دوباره صدای صدای خنده ی آنها کوچه را غرق شادی کند. شاید دوره گرد مهربانی کودک آواره ای را چای مهمان کند. شاید کسی پیدا شود دستهایش با دستهایم و قلبش با قلبم بارش عشق را احساس کند. شاید...
|
About![]()
سه نقطه ... یعنی همه چیز .
Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 Links
ندا جون دوست عزیزم
راوی | |||||||||||||||||||||||||||||||