سرگذشت گل غم
تا در این دهر دیده کردم باز
گل غم در دلم شکفت به ناز
بر لبم تا که خنده پیدا شد
گل او هم به خنده ای واشد
هر چه بر من زمانه می افزود
گل غم را از ان نصیبی بود
همچوجان در میان سینه نشست
رشته ی عمر ما به هم پیوست
چون بهار جوانیم پژمرد
گفتم این غم زغصه خواهد مرد
یا دلم را چو روزگار شکست
گفتم اورا چو من شکستی هست
می کنم چون درون سینه نگاه
اه از این بخت بد...چه بینم ...اه
گل غم مست جلوه ی خویش است
هر نفس تازه روتر از پیش است
زندگی تنگنای ماتم بود
گل گلزار او همین غم بود
او گلی را به سینه ی من کاشت
که بهارش خزان نخواهد داشت
+نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت0:46 قبل از ظهرتوسط سارا | |
سه نقطه ... یعنی همه چیز .
ندا جون دوست عزیزم مردان آهنین تاهمیشه باتو عرفانه یار دلنواز دیبا جون مهنوش جان ساحر جون سایه جون بهاره سادات جون دوباره ها ستاره تنها مسافر همه چیز سارینا کودکانه(زهرا جان) زندگی ما پریسا جون مداد سفید به یاد کوروش بزرگ آیدین قدم خیر بهانه ای برای با تو بودن خانومی سکوت سنگین دو دوست قدیمی موسیقی و زندگی(پریزاد) ترانه ي عزيز هزلیات پارسی بهترین زمینه و عکس Specific LinkDump راویحمید محمدیمجید رحمتیخانم میرسیدیهستمپسر خبرمهریار ناظمییک عدد بانوی خوشگلدكتر حسام الدين رياحيعکس های تاریخی Categories ستاره دست نوشته های من... کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
راویحمید محمدیمجید رحمتیخانم میرسیدیهستمپسر خبرمهریار ناظمییک عدد بانوی خوشگلدكتر حسام الدين رياحيعکس های تاریخی
ستاره دست نوشته های من... کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin