|
عید در اروپا و امریکا در نیویورک به هنگام تحویل سال در نیمه شب مردم در میدان تایم اجتماع میکنند. در لندن مردم در چند میدان اصلی شهر جمع میشوند تا صدای زنگ ساعت (بیگ بن) را هنگام تحویل سال بشنود. در مسکو جشن سال نو در کاخ کرملین و اطراف ان برگزار میشود. در بیشتر مناطق اروپایی به ویژه در بخش هایی از انگلستان و اسکاتلند اولین فردی که بعد از سال نو به خانه می اید ...اگر مرد دارای موهای تیره باشد نشانه ی خوشبختی به حساب می اید او باید از خود هدیه ای بیاورد که امدن برکت را نشان بدهد. پول نان ذغال هدیه های خوبی به شمار میروند. جایی دیگر در اطراف رودخانه ی دانوب رسم است که دختران اشتیاق خود را در مراسم سال نو نشان میدهند . در یونان دختران شب عید قبل از خواب یک خوراکی شور میخورند چون اعتقاد دارند که این شوری به انها کمک میکند تا شوهر اینده ی خود را در خواب ببینند. اسپانیایی ها و پرتغالی ها به نشانه ی امدن دوازده ماه خوشبختی, دوازده دانه انگور را از یک خوشه در شب عید سال نو میخورند. در رومانی به نشانه امدن سالی پر برکت در شب عید چراغ ها را تا صبح روشن میگذارند. پول خرد را در ظرفی از اب میریزند و با دست شسته و تمیز انرا میشمارند و عقیده دارند اینکار ثروت را برای سال اینده به همراه می اورد. اما در اسکاندیناوی چراغ را در شب عید تا صبح روشن میگذارند تا خورشید را تشویق به بازگشت کنند. اتریشی ها معتقدند دیدن پیر زن فرتوت در روز عید شگون ندارد. در یونان بشقابی از بذر کاشتنی را در روز سال نو نزد کشیش می برند تا بر ان دعا بخواند و هدیه ی بچه ها را داخل کفش انها می گذارند و لهستانی ها روز اول سال نو را یاد اور خاطره به زندان افتادن اژدهایی بنام (لولیتان) می دانند که می توانسته بهشت را به اتش بکشد. در سوییس در روز عید یک قطره خامه به نشانه برکت و باروری روی زمین میریزند و در المان یک قطره جوهر را در اب میریزند تا نقشی را که ایجاد میکند تفسیر کنند. در دانمارک ظرفهای شکسته در پشت در خانه در شب عید نشانه ی خوبی به حساب می اید. مردم ظرف های کهنه و شکسته را در طول سال نگه می دارند و شب عید انرا پشت در خانه دوستان و اشنایان میگذارند. مردم برخی از امریکای شمالی معتقدند که لوبیای چشم بلبلی خوشبختی می اورد .بنابراین غذای شب عید را از برنج و لوبیای چشم بلبلی درست میکنند و در امریکای جنوبی ادمک های چوبی جلوی در خانه می اویزند . در برخی از مناطق امریکای جنوبی هم از پنجره ی خانه اب به بیرون میریزند با این کار روح های شیطانی را برای سال اینده از خانه میرانند. چند روز پیش مطلبی خوندم که جالب و متناسب با شرایط حال بود. بخش هایی رو براتون نوشتم.
چو یار نیست بگو تا بهار برگردد...................بهار من بود ان دم که یار برگردد. انشاا... که امسال منجی ما می اید. عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران لحظات ناب و خالص سال تحویل ما رو فراموش نکنید....التماس دعا
سال ۸۷ عجب سالی بود برام.
چند روز ازت نگذشته بود که ناگهانی عروسی رفتم.عروسی کسی که خیلی دوستش داشتم چقدر ذوق داشتم برای ۷ فروردین .دلهره داشتم فکر میکردم بخاطر خوشی عروسی و .... اما خبر نداشتم که قراره از عسلم دور بشم ...اره عسل ...من عسل صداش میکردم.چون واقعا عسل بود که از شیرینی وجودش همیشه شیرین بودم... عسل تکیه گاهه من بود توی غم و شادیا همراهه من بود فکر نمی کردم اینطور ازش جدا بشم. بعد از چند وقت دوباره مریضی خاله ...اون بیماری که حتی دوست ندارم اسمش رو هم بگم ...خوب شده بود اما خوب گاهی سراغش میاد .اب شدن روز به روز خاله و اضافه شدن دردی بر دردهای مادر بزرگ که حتی باعث شد درد پاهای خودش یادش بره... چشمای همیشه خیس مامان صورت ناراحت بابا که همیشه سعی میکرد اشکاشو نبینیم. دیدنشون بیشتر ناراحتم میکرد ... چه شبهایی که تا صبح گریه کردم و همراه گریه ی خودم صدای گریه ی مامان رو هم میشنیدم ...چه شبهایی که میدیدم بابا بیداره و همینطور فقط راه میره ... بیماری پدر بزرگ ...که چه لحظه هایی رو با چشمای خودم دیدم.دستام توی دستای پدربزرگم و اشک میریختم و اما نمیدونستم باید چیکار کنم... ارامش توی نگاه مادر بزرگم که با فرستادن صلوات بهم میگفت اروم باشم. تصادف پسر عموی پدرم...یتیم شدن امیرحسین ۷ ساله ... و.... تمام روحیه ام رو عوض کردی فهمیدم که اره دنیا اونطور که من فکر میکردم نیست.کلی چیزا ازت یاد گرفتم سال ۸۷ احساس میکنم ۱سال نگذشت سالهای سال گذشت من که کلی تجربه کسب کردم. در کل سال ۱۳۸۷ اخرین روزهایت رو هم سپری میکنی و من در حال بدرقه ات هستم .خوبی و بدی دیدی حلال من که از همون روز اول فروردین حلالت کردم ... خداحافظ ۸۷ ...
یه دردل دوستانه بود .نمیدونم چطور شد که اینها رو نوشتم .با نوشتن اینها خاطرات یکساله ام رو مرور کردم ... خدایا شکرت...خدایا شکرت . هرچه که بود تمام شد . میدونستی که تحمل میکنم چون اگه تحمل نمیکردم هیچوقت نصیبم نمیکردی. امیدوارم که از امتحانت سربلند بیرون اومده باشم... خدایا شکرت...ممنون بابت همه چیز ...ممنون.همه چیز رو مثل همیشه سپردم به خودت... امیدوارم که سال بسیار خوبی در انتظار همه ی شما دوستان عزیزم باشه . براتون بهترین ها رو ارزو میکنم... سعی میکنم که این پست اخرم نباشه...
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همراه تویی هرچه تو گویی و خواهی...!! نظر تون درباره ی عشق چیه؟ عشق رو چطور میبینید؟ تا حالا ریشه یابی کردید؟ انواع عشق: عشق مادرانه ....عشق پدرانه .... عشق کودکانه و عشق حقیقی. عشق مادرانه : فدا شدن یکطرف بخاطر علاقه ی بیش از حد. در نهایت نافرجام. عشق پدرانه : عشقی مقتدر و سرسختانه و در اخربه نادیده گرفتن طرف مقابل منجر میشه . نافرجام. عشق کودکانه : عشق شرطی ...شرط گذاشتن برای طرف مقابل. نافرجام. و اما عشق حقیقی : درک متقابل دو طرف از هم. با هم و برای هم فدا شدن. ایثار و گذشت متقابل. کنار گذاشتن من و دیدن ما . یک بعدی فکر نکردن . تصمیم گیری عقل به همراه احساس نه نبود احساس . رعایت تعادل و حریم خاص. و... احساس بیتفاوتی, احساس بدی نیست و در حقیقت باعث تصمیم گیری عاقلانه میشه و امکان علاقه مند شدن زیاده اما احساس تنفر یا علاقه مندی زیاد باعث ندیدن حقایق میشه چه مثبت و چه منفی . احساس بی تفاوتی تا حدودی یعنی عشق بعد از ازدواج... همه ی این شرایط با توجه به ویژگی ها ی فیزیولوژیکی, شناختی و شخصیتی افراد متفاوته ...اما در نهایت تا حدودی شبیه هم هستند. و در اخر محبت کردن محبت میاره و دریغ محبت بیتفاوتی و در نهایت تنفر و...
زندگی را بد ساخته اند. کسی را که دوستش داری تو را دوست ندارد...کسی که تو را دوست دارد دوستش نداری اما کسی که دوستش داری و او هم تورا دوست دارد ...به رسم و ایین هرگز به هم نمیرسند و این رنج است و این یعنی زندگی... * دکتر شریعتی * مثل همه چیز عشق هم عشق های قدیم!!! کجایند حافظ و مولوی و نظامی و صائب و... در زمان حال عشق شده توی کتاب ...باز جای امیدی هست که هنوز به موزه نرفته
چقدر همه چیز ارام است و ارام ارام به جلو میرود.
امروز سراغ تقویم رفتم ویک برگ دیگه از تقویم کندم و در کمال تعجب دیدم فقط یکی دیگه مونده. نمیدونم خوب یا بد بود به هر حال گذشت نباید حسرت خورد...باید حسرت عمر را خورد که دیگر تکرار نمیشود... دیگر به این سن برنمیگردم. اخرین ماه از سال ۸۷ رسید در یک چشم به هم زدن روز عید است و من در ان تدبیرم .........که دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم خدایا به امید تو این ماه را اغاز میکنیم.کمکمون کن... یارب از ابر هدایت برسان بارانی...
|
About![]()
سه نقطه ... یعنی همه چیز .
Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 Links
ندا جون دوست عزیزم
راوی |