تبليغاتX
یادداشت



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


یادداشت

سه نقطه...

روی ماه خدا را ببوس...

خیلی خوبه که گاهی اوقات به اسمان نگاه می کنیم و نگاهی هم به اسمان دل کنیم.

خیلی دلم برای خودم تنگ شده ... منتظر یه فرصت شایدم یه بهانه بودم تا به خودم برگردم که باز هم خدای من یه فرصته دیگه توی زندگیم نصیبم کرد ... اینکه بتونم یک ماه رمضون دیگه یه سحر و افطاره دیگه و یه مهمونی خاصه دیگه رو تجربه کنم.

وای که چقدر دلم برای لحظه ها ی ناب افطار دعای سحر... تنگ شده .

ماه رمضون یه حس و حال دیگه است... ممنونم ...

خدایا بازم ممنونم ازت که منه یه مشت خاک رو لایق دونستی و راهی زمین کردی

خدایا ممنونم که دوباره فرصت بهم دادی تا مهمونت باشم نه با جسمم نه با نخوردن و... با دلم

خدایا میخوام امسال با دلم بیام و مهمونت بشم و با دلم سر سفره ی افطار و سحر سر سجاده بشینم.

میخوام روحی سیر بشم موقع افطار و سحر نه جسمی...

خدایا کمکم کن بتونم این خواستن ها رو عملی کنم... خدایا کمکم کن بتونم بنده ی خوبی باشم...

خدایا ... خدایا ... بدون تو و بدون کمک تو من هیچم چون نه میدونم و نه میتونم...

یگانه خالقم یگانه معبودم ... دلمان رو اسمانی کن...

ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد!

معني خوشبختي ،
بودن اندوه است...!
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه! ميوه يک باغند.
همه را با هم و با عشق بچين...
ولي از ياد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاري است پر از ياد خدا!
و در آن باز کسي  با صدایی  آرام و مطمئن مي خواند

که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا ؟

+نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت7:4 قبل از ظهرتوسط سارا | |

سلام ...!!!

سلامی به گرمی همین تابستان گرم !!! البته جای شکرش باقیست چون به قول استاد هرچیزی که پیش میاد بدتری هم داره که خدارا شکر بدترش نصیب ما نشد...

دوست دارم از روزهام بگم

به قول مادر ... شب و روزم رو گم کردم (شبها تا دیر وقت بیدارم یعنی تا نزدیکای... )

به قول پدر ... ۶ صبح بیدارشی اونوقت میبینی شب چی جی روخوابت میبره؟؟؟؟

به قول دایی ... دیگه باید مستقل بشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (اخه دایی جان....)

به قول دوستم (نرگس) ... بیا این کتاب و بخون این دیگه اخرشه عالیه دنیاتو عوض میکنه... (دیگه شبیه کتاب شدم ... باور کنید)

به قول دوستم (باران) ... پاشو با هم بریم بیرون کلی خوش میگذره ... (خواهش میکنم....!)

به قول ............بیا بریم استخر...سینما.... ناهار... کافی شاپ....تئاتر...خرید... پارک ... شهربازی 

دیگه کافیه خواهش میکنم از راهکارهای عالیتون ممنون ... دیگه جواب نمیده

اره خسته شدم دلم تغییر میخواد یه تغییر اساسی که باز به قول مامان دیگه چه تغییری مونده؟؟؟/

....

این روزها از همه چیز خسته شدم از چیزهایی که میشنوم... میبینم ... میخونم

دیگه تحمل ندارم ... عذاب میکشم وقتی میبینم نمیتونم کاری انجام بدم...

به خدا انصاف نیست ...انصاف هم چیزه خوبیه ... فقط همین 

خدایا کمکم کن...

+نوشته شده در جمعه 23 مرداد1388ساعت11:27 بعد از ظهرتوسط سارا | |